عنوان وب‌سایت

چند کلمه در شرح محتوای وب‌سایت...

درباره

یک بیوگرافی کامل از زندگی خانم حجار

 

نام: ميترا حجار

تاريخ تولد: 15 بهمن 1355

 

متولد 1355، تهران. ديپلم رياضي فيزيک. دوره دو ساله کارگرداني را در کلاس هاي بزرگمهر رفيعا گذرانده است، دوره بازيگري نديده است. در کودکي نقاشي را بيشتر از بازيگري دوست داشت. مجرد است، بارها شايعه ازدواجش در سينما پيچيده است. زياد به کشور فرانسه سفر مي کند، خانواده اش موافق حضور او در عرصه بازيگري نبودند. اولين فيلمي که بازي کرد غريبانه ساخته احمد اميني بود که ايفاگر نقش دوم بود.

پس از بازي در چند کار و در نقش هاي مکمل و سياه مشق به يک باره با حضورهايي گرم و اميدوار کننده در فيلم هاي "فرياد" ، "متولد ماه مهر" و "اعتراض" خود را نشان داد. در فيلم ها بيشتر نقش دختري مستقل و معتقد به عشق و عاطفه را بازي مي کند، با بازي در فيلم متولد ماه مهر کار "احمدرضا درويش" از جشنواره هجدهم فيلم فجر سيمرغ بلورين بهترين بازيگر را از آن خود کرد و نظرها را به سوي خود جلب نمود. با ورودش به عرصه سينما دستمزدش بسيار بيشتر از رقمي بود که به بازيگران تازه کار پرداخت مي شد. بعد از گرفتن ديپلم در کنکور شرکت کرد اما نتوانست قبول شود. توسط دوستش به احمد اميني معرفي مي شود. زياد اهل گفتگو نيست و زود هم عصباني مي شود. از ميان رنگ ها به رنگ سبز علاقه خاصي دارد. يکي از طرفداران پر و پا قرص آب معدني است. عاشق سفر خصوصاً اروپا است. شيک پوش است و سعي مي کند با مد روز زندگي کند. عاشق ديدن فيلم است و سعي مي کند فيلم هاي روز دنيا را دنبال کند. خوش قول و يکي از دشمنان بي نظمي است و در هر شرايطي نظم را رعايت مي کند.

اصلاً با مطبوعات رابطه خوبي ندارد. سال 1375 بازيگري در تلويزيون را هم تجربه کرد. برخلاف همه بازيگران که مي گويند بازيگري و سينما همه چيزشان است او مي گويد همه چيز بازيگري و سينما نيست. مدت هاست تصميم گرفته از ايفاي نقش هاي کوتاه دوري کند. بسيار احساساتي است و دستي هم بر قلم دارد. وقتي کساني که دوستشان دارد، شاد و خوشحالند او از خوشحالي آنها خوشحال تر مي شود. تجربه مجريگري در جام جم را هم دارد. در فيلم هاي "فرياد"، "متولد ماه مهر" و "اعتراض" با محمدرضا فروتن همبازي بود. اعتقاد دارد عمر ستاره ها خيلي کوتاه است و به همين دليل دوست دارد بازيگر باشد تا ستاره. تا به حال چند بار شايعه ممنوع الفعاليت شدنش مطرح شده. "ديويد فينچر" ، "لوک بسون" و "استنلي کوبريک" کارگردان هاي مورد علاقه او هستند و گفته حتي حاضر است در کارهاي آنان منشي صحنه هم باشد. در دومين فيلمش ايفاگر نقش اول بود. دوست دارد در عرصه هنر ماندگار شود.

در دوران کودکي خيلي شيطان بوده و مادرش هميشه مي گفت: «پس تو کي مي خواهي بزرگ شوي؟» و ميترا هميشه فکر مي کرد اين بزرگ شدن چه امر شگفت انگيزي است. گربه را خيلي دوست دارد. به شدت ايده آليست است و رنج هاي زيادي در زندگي کشيده. از آدم هايي که بخواهند به هر نحوي از مسئوليت زندگي شانه خالي کنند خوشش نمي آيد.

در کودکي عروسکي داشت که ستاره نام داشت. عاشق دوران کودکي اش است و سعي مي کند بخش کودکي زندگي اش را حفظ کند و حتي گاهي براي خود عروسک هم مي خرد. در فيلم سگ کشي "بهرام بيضايي" حاضر شد بدون دستمزد بازي کند. عروسک دوران کودکي اش ـ ستاره ـ را سال ها بعد به دختري داد که در خانه اش کار مي کرد. سعي مي کند متواضع باشد و از خودش خوشش مي آيد. آنقدر از تنهايي لذت مي برد که نگو و نپرس. تحمل ستايش ديگران را ندارد. اصلاٌ آدم فريبکاري نيست. از خودش زياد انتقاد مي کند. از ميان ميوه ها گيلاس را خيلي دوست دارد. در چندين نمايش از جمله "هملت" حضور داشته است. 9-8 ساله که بود شخصيت هاي کتاب هايي را که مي خواند روي کاغذ نقاشي مي کرد. معتقد است آدم در زندگي نبايد روزه شک دار بگيرد. جريان دوم خرداد براي بازيگراني چون او فضاي بازي را به وجود آورد که خودي نشان بدهند. دو بار تا به حال با مسعود کيميايي کار کرده است. پرويز فني زاده را بهترين بازيگر مي داند. بسيار اهل مطالعه است و کم نمي آورد. "زمستان است" آخرين کار اوست که در نوبت اکران قرار دارد. کارگردان اين فيلم رفيع پيتز است. در هر کاري از راهش وارد مي شود. معتقد است زندگي مثل يک طاووس است؛ بعضي ها پرهاي زيبايش را مي بينند و بعضي ها پاهاي زشتش را. اعتقادش براين است که نبايد با عقده زندگي کرد چرا که ديگر از زندگي لذت نمي بري. اگر پول زيادي نصيبش شود قصد دارد سالن تئاتر، سينما و موسيقی و ... بسازد. ميل تنوع طلبي بالايي دارد. در شرايط سينماي امروز کمتر در عرصه سينما حضور دارد.

با زبان فرانسه آشناست. معتقد است افسردگي يعني پيدايش دوباره شخصيت. مي گويد از چيزهاي منفي بايد يک چيز مثبت ساخت و به مردم فرهنگ داد، مدتي در شهرک غرب زندگي مي کرد. ساده است و روراست.